نقدی بر نمایش((گنجشکها به مسجد سلیمان میروند تا بمیرند))کاری ار ایوب بختیاری
این نمایش در روز دوم جشنواره استانی به روی صحنه رفت.در این نمایش که بر پایه موقعیت و حرکت استوار است ما شاهد ریتم تندی هستیم که گاهی اوقات این ریتم ،ضرباهنگ کار را به هم میزند.این نمایش داستان پیدایش نفت و عواقب آنرا در مسجد سلیمان می گویدکه موازی با آن ما شاهد یک داستان قومی از روابط بومی مسجدسلیمان با توجه به فرهنگ خودشان هستیم.سعی شده که این دو داستان و فکر کارگردان در راستای فکر متن باشد که متاسفانه اینطور نشد.که این عدم موفقیت به دلیل نگاه مستند گونه و غیر تئاتری به متن و اجرای بیش از حد فرم و میزانسن به جای فهم محتواو همینطور نگاه ناقص و سلیقه ای به تاریخ می باشد.شلوغ کردن بیش از حد صحنه و استفاده از کلی وسایل بصری و الکترونیکی و بدتر از همه برانگیختن ترحم تماشاچی به جای تامل وتفکر تماشاچی از نقاط ضعف کار بود که همونطور که گفتم به خاطر اصرار کارگردان به کارگردانی بیش از حد و جشنواره ای کار کردن است،که نتیجه اش این شد که نمایشی که ظرفیتهای خوبی هم داشت از جمله همان داستان بومی،به یک اثر ضعیف که فقط قابل قیاس با سایر کارهای جشنواره است و نه ماهیت تئاتر تبدیل شود.شتابزده گی در کار دیده میشود و اینطور که من تحقیق کردم این کار در حدود دو هفته حال یا کمی بیشتر یا کمتر،بسته شده است.امیدوارم که در این گونه کار ها تماشاگر بیشتر مد نظر باشد تا عقده ها و نظرات خود کارگردان زیرا تماشاگر صاحب واقعی تئاتر هست وبدون آنها ما همه سایه ی هیچیم.
+ نوشته شده در جمعه ۱۲ آذر ۱۳۸۹ ساعت 15:46 توسط محسن
|